محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4671

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كار به پناه خدا مىسپاريم كه وى مطيع است و سابقهء نكو دارد ، آنچه كرده در خور تحمل است كه شيعيان خراسانتان ، شما را بر همه خويشان ، از اولاد و پدران و برادران ، برگزيده‌اند و هر كه را مخالفت شما كرده ، كشته‌اند . تو در خور آنى كه بدى بد كارشان را بپوشانى ، اگر به ناچار سر كشتن وى دارى اين كار را به خويشتن مكن ، وى را به معرض حوادثى ببر كه اگر در اثناى آن كشته شد به مقصود خويش رسيده اى و اگر ظفر يافت ظفر وى از آن تو باشد . » گويد : به دو گفتند كه خازم را سوى خوارج عمان ، جلندى و ياران وى ، و خوارج جزيرهء ابن كاوان كه با شيبان بن عبد العزيز يشكرى بودند ، بفرستند . گويد : ابو العباس بگفت تا وى را با هفتصد كس روانه كنند . به سليمان بن على كه در بصره بود نوشت كه آنها را در كشتىها به جزيرهء ابن كاوان و عمان بفرستد ، و او حركت كرد . در اين سال خازم بن خزيمه سوى عمان رفت و خوارجى را كه آنجا بودند كشت و بر آنجا و شهرهاى نزديك آن تسلط يافت و سفيان خارجى را بكشت . سخن از كار خازم بن خزيمه در عمان و كشتن خارجيان گويند : خازم بن خزيمه با هفتصد كس كه ابو العباس به دو پيوسته بود و از خاندان خويش و پسر عمان و وابستگان و هم از مردم مروروذ بر گزيده بود و مىشناختشان و به آنها اعتماد داشت حركت كرد و سوى بصره رفت و سليمان بن على آنها را بر كشتىها نشانيد . در بصره گروهى از مردم بنى تميم به خازم پيوستند و برفتند تا به جزيرهء ابن كاوان رسيدند . خازم نضلة بن نعيم نهشلى را با پانصد كس از ياران خويش به مقابلهء شيبان فرستاد كه تلاقى كردند و نبردى سخت كردند . شيبان و يارانش كه خارجيان صفرى بودند بر كشتىها نشستند و سوى عمان رفتند .